شعر درباری از بحثبرانگیزترین عرصههای سنت ادبی فارسی در سدههای میانه بهشمار میرود. طی سدههای متمادی، دربار سلاطین نهتنها مرکز سیاست و قدرت بود بلکه کانونی برای تبلیغ فرهنگ، هنر و ادبیات بهحساب میآمد. بخش عظیمی از میراث ادبی ایرانیان در همین بستر شکل گرفت و در سایۀ حمایت ارباب قدرت پرورش یافت. باوجوداین، غالب محققان معمولاً با نگاهی تقلیلگرایانه به آن مینگرند و شعر درباری را به مدایح پرزرقوبرق و تصنعی محدود میکنند؛ بهگونهای که آن را در تقابل با «شعر حقیقی» یا «شعر الهامیافته» قرار میدهند. از این منظر، فقط شعر غنایی و خاصه عرفانی جایگاه اصیل مییابد و شعر درباری، به دلیل وابستگی به قدرت و بازتاب ارزشهای درباری از قدر و قیمت چندانی برخوردار نیست.
استاد فقید، جولی اسکات میثمی (2021-1937) از پژوهشگران سرشناس حوزۀ ادبیات فارسی و عربی در کتابی که پیش روی خوانندگان قرار دارد، در طی هفت فصل میکوشد این نگاه رایج را نقد کند و با نشاندادن جنبههای کمتردیدهشدۀ شعر درباری به بازاندیشی در آن بپردازد. نویسنده با دقت در منابع و سنتهای ادبی، شعر درباری را نه صرفاً ابزاری در خدمت قدرت، بلکه بهمنزلۀ عرصهای چندلایه و پویا بازخوانی میکند که در آن اخلاق، سیاست، عشق و هنر درهم تنیده شدهاند. بازخوانی سنت شعر درباری ضمن آنکه به ما کمک میکند از چنبرۀ داوریهای منفی و کلیشهای در این زمینه رهایی یابیم، بهخوبی تصویری پیچیدهتر و دقیقتر از سیر تحول شعر فارسی در سدههای میانه عرضه میکند.